کُرد بود، از اون اصیلاش...
یه وقتایی که می خواست بگه فلانی خیلی آدم خوبیه و

دوست داشتنیه و حسابی به دل می شینه و

تو بگو عشقه اصلا، می گفت:


" چَنی عزیزه؟! "


این "خیلی عزیزه" گفتناش کلی معنا داشت واسه خودش...
می گفت وقتی یکی عزیزه و عزت داره، جاش همیشه سرِ چشم آدمه،

مثل عشق، مثل دوست داشتن، مثل قرآنی که جاش سرِ طاقچه ست...
آدمی که عزیزه حرفش خریدار داره، نازش خریدار داره،

حرمت و احترام داره وجودش برای همه،

اگه باشه محبتش توی دلاست، نباشه دلتنگیش...
خودِ خدام هواشو داره انگار همیشه و همه جا!
می گفت...
اصلا ولش کن این حرفارو،
تا حالا بهت گفتم چنی عزیزی برام؟!

طاهره اباذری هریس