تو ..
تو بهار همهى فصلهاى من بودى
تو بهارِ همهى دفترچههايى كه
چيزى درشان ننوشتم.
بگذار پاسخ دهم
همچنان كه دوستانه مىگريم.
هر چه بلور است به فصل پيش بسپاريم.
بگذار تا با رنگهاى تنت
دوست بدارمت:
عريان شو زير آبشارهاى خورشيد
حتى انگشترت را
در صداى آنها پرتاب كن
كه مىخواهند به ما
چيزى را جز اين كه هست
بباورانند
تو را با رنگ گلهاى بِه
با رنگهاى بلوط
تو را دوست خواهم داشت.
بیژن_الهی
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۷ ساعت 22:54 توسط ܔܜܔ💙 رهــــا 💙ܔܜܔ
|