تنها

در اين ميخانه ی خاموش و 
دور افتاده و خلوت ،
تنِ تنها نشسته ،
 نرم نرمك باده مى نوشم 
كم و كم كم..
من و خلوت..
لبى تر مى كنيم آهسته و نم نم ...

 

مهدی_اخوان_ثالث

یادِ تو

 

قاصدک، شعر مرا از بر کن ...
برو آن گوشه باغ ، سمت آن نرگسِ مست
و بخوان در گوشش ، و بگو باور کن :
یک نفر یادِ تو را ، دمی از دل نبرد ...


مهدی_اخوان_ثالث

 

آرزو

 

يک نوازش، 
يک نگاه گرم ،
يک لبخندِ مـهر 
نيست، اما آرزو دارد 
دلِ غم پرورم ...

 

مهدے_اخوان_ثالث

 

دلتنگ

 

"خوش بــه حالِ انارها و انجیـرها ...

دلتنگ که می‌شـوند، مـی‌تـرکـنـد ..."

 

مهدی اخوان ثالث