ستاره
هميشه می گفت...
«تو ستاره آسمانِ منى» ...
می گفتم «من آسمانِ ستاره توام ؛ ...
ستاره آرزو هات...
خيال هات ، در من است»
مي گفت «نه ، ستاره دست نيافتني تر است
آسمان همه جا روي سر آدم پيداست ...
اما ستاره خيلي وقت ها مي رود لاي ابر ها ...
نمي شود پيداش كرد...
ستاره كه باشي هميشه قدرت را مي دانم...
مي گفتم «من آسمانِ ستاره توام» می خنديد.
وقتي كه رفت فهميدم ستاره دست نيافتني تر است،
حالا هر شب ، لاى ابرها می گردم ...
تا پيدایش كنم و بگويم
«ستاره دست نيافتني تر بود ، حق با خودت است »
سید_طه_صداقت