تو را در بُغض طهران ، در امیرآباد گُم کردم
تو را در کوچه ­های سرد نوبنیاد گم کردم
تو را در جشن و رقص و پایکوبی بین مهمان ها­
تو را در گریه ­های میرِ بی‌داماد گم کردم
تو را در گرته های صلح و آزادی ، غم و شادی
تو را در شعرها ، ای درد مادرزاد ، گم کردم
تو را در قهوه خانه ها­ تو را در دود قلیان­ ها
تو را در پشت میز کافه ­ی میعاد گم کردم
تو را در سفره های هفت سین­ ، در لحظه ­ی تحویل­
تو را در تُنگ ­ها ، ای ماهی آزاد گم کردم
تو را در عصر سیمان ، عصر انسان های ماشینی­
تو را در شهر زندان ، این قفس ­آباد ، گم کردم
تو را در عصر مشروطه ، تو را در مجلس روسی
تو را در دادگاه عدل استبداد گم کردم
تو را در بی کلاهی ­های شاپو­ پهلوی بَر دار
تو را در مسجد ناشاد گوهرشاد گم کردم ..

 

سید_احمد_حسینی