رودخانه ى رَمَنده
كنارم نشسته اى ...
و من ...
به اقيانوسِ عجيبِ ...
حرف هايىفكر مى كنم...
كه به تو نگفته ام !
امّا هزاران ...
رودخانه ى رَمَنده ى مست...
پاسخ آن ها را ...
از دست هاى تو ...
به دست هاى من...
مى رسانند ...
شبنم_سميعيان
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۸ ساعت 22:59 توسط ܔܜܔ💙 رهــــا 💙ܔܜܔ
|