رَدِّ كوچكي از يادت

مرگ هميشه كه نكشيدنِ "نفس" نيست...!
مرگ گاهي رويايِ داشتنِ
كسي است كه شب و روز به انتظارِ
آمدنش هستي ...
و او حتي رَدِّ كوچكي از يادت را
هم به ياد ندارد...!

 

ابولفضل_وکیلی

يِك آهنگِ قديمي

آمدنِ تو مانندِ ...
پيدا كردنِ يِك آهنگِ قديمي است
همان قدر خوش حال كننده
همان قدر لذت بخش....

 

ابولفضل_وکیلی

مرد شده ام ...!

"نِگراني" ندارد كه ...!
اين غروب ها تنها مي روم خيابان را
قدم مي زنم ، 
بعد شام مي خورم...!
به "وُيس" هاي 
قديميِ تو گوش مي دهم ...
چَشمت روشن سيگار مي كشم !
نگراني ندارد "عزيز"
مرد شده ام ...!
مرد...

 

ابولفضل_وکیلی

خوبي بدونِ من ؟

نيستي...
رفتي...
ماندم تَنها...!
خيال و دل و آرامشم را...
آرزو هايَم را بُردي...!
خيال بافي هايِ كودكانه ام... 
را بهم ريختي ...!
نبودنت مانند "خوره" به جانم افتاده...
اصلا همه اين ها را بي خيال...
خوبي بدونِ من ؟

 

ابولفضل_وکیلی

وَ إِن يَكاد


بِگو به تمامِ مردمِ شهر
كه همه باهم دست به كار شوند...
" اسپند دود كنند "
" وَ إِن يَكاد بخوانند "
تا چشمانِ بد و شور به دور بماند
از عاشقانه هايِ من و #تُ


ابولفضل_وکیلی