مرد شده ام ...!
"نِگراني" ندارد كه ...!
اين غروب ها تنها مي روم خيابان را
قدم مي زنم ،
بعد شام مي خورم...!
به "وُيس" هاي
قديميِ تو گوش مي دهم ...
چَشمت روشن سيگار مي كشم !
نگراني ندارد "عزيز"
مرد شده ام ...!
مرد...
ابولفضل_وکیلی
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد ۱۳۹۸ ساعت 0:40 توسط ܔܜܔ💙 رهــــا 💙ܔܜܔ
|