نامش برف بود...
تنش، برفی...
قلب اش از برف...
و تپش اش...
صدای چکیدن برف...
بر بام های کاهگلی ..
و من او را..
چون شاخه ای ..
که زیر بهمن شکسته باشد...
دوست می داشتم...

 

بیژن_الهی