از به دوش کشیدن من خسته شدی
سنگین بودم...
از دست هایم خسته شدی...
و از چشم هایم...
و از سایه ام...
حرف هایم تند و آتشین بودند...
روزی می آید..
ناگهان روزی می آید...
که سنگینی ردپاهایم را...
در درونت حس کنی...
رد پاهایی که دور می شوند...
و این سنگینی...
از هر چیزی طاقت فرساتر خواهد بود

 

ناظم_حکمت