فُلانی جان ...
فُلانی جان ...
عشق تنها واژه ای است ....
که تعریف نمی شود ...
مثلا من قبل از تو این موقع...
نگران نخواندن قناریها بودم ...
نگران برنگشتن کاکُلی ام ...
قبل از تو صبح روشن بود ...
و شب تاریک ...
قبل از تو من بودمُ،من ...
بعد از تو من بودمُ خدای من ...
عشق آدمی را دگرگون میکند ...
در نبودنت زنده بودمُ،...
در بودنت زندگی می کنم ...
من زنده بودنم برای این بود که...
به تو برسم ...
که عاشق شوم ...
که زندگی کنم ...
که نگاهت کنم ...
که باورت کنم ...
که برایت گریه کنم ...
نفس بکشم ...
نفس بکشم ...
محمد_امجد
+ نوشته شده در دوشنبه دهم تیر ۱۳۹۸ ساعت 18:43 توسط ܔܜܔ💙 رهــــا 💙ܔܜܔ
|