بارها دلم خواسته است...
بروم به قهوه خانه روستایی دور...
خیره شوم به جماعت
و ناگهان بپرسم از آنها
برادران
قبل از کشت تنباکو...
پیش از کشف توتون...
پدرانمان چه می کردند
با اندوه هایشان!

 

حسن_آذری