نهایتا دل...
به جایی می‌رسد...
که دو راه بیشتر ندارد...
یا باید خون شود...
یا سنگ...
و او طی سی‌ سال آزگار...
صدای سنگ‌ شدن دلش را...
در خواب و بیداری شنیده بود...


عباس_صفاری