تو که پیش منی...
آفتاب انگار شوخی اش گرفته...
زیر پیرهنم می دود...
ماه انگار شوخی اش گرفته...
و همین الان است ...
که بیاید پایین با ما بازی کند....
تو که با منی...
صبحانه ی من ...
لیوانی کهکشان شیری است...
و تکه های تازه رعد و برق در بشقابم...
برق می زند...

 

شمس_لنگرودی