دنیای فرشته ها

سیاه پوست‌ترین مردِ  دنیا ...
از بدوی‌ترین قبیله ...
در دور افتاده‌ترین...
 صحرایِ  آفریقا ...
مرز‌های سپیدِ  مرا شکسته است ...
ساقِ  پایِ  مرا نوازش می‌کند ..
و می گوید... 
تو اگر خدا باشی‌ ... 
می دانی 
دنیای فرشته ‌ها رنگی‌ ‌ست...

 

نیکی‌_فیروزکوهی
 

دو نیمه

همان روز‌های اول...
باید روی ماهت را می‌‌بوسیدم
خداحافظی می‌‌کردم...
و می‌‌رفتم...
برای همیشه می‌‌رفتم
نمی‌ دانستم اما با چه لحنی
با چه دلی‌
با چه جراتی ... مانده‌ام با تو
کسی‌ شده ام...
دو نیمه
نیمی عشق می‌‌ورزد
نیمی می‌‌هراسد...
نیمی با تو زندگی می‌‌کند
نیمی از خودش می‌‌گریزد
به من بگو
فرسنگ‌ها دور از خودم...
چگونه تو را همچنان بی‌ دریغ دوست بدارم؟

 

نیکی‌_فیروزکوهی